المحقق الدواني
19
تهليليه ( فارسى )
حكومت است و در آن شاه يا سلطان دومين حاكم عدالت است . اولين حاكم البته شريعت است . دوانى ، پس از آنكه اصول كلى عدالت توزيعى و تصحيحى را عينا از اخلاق ناصرى نقل مىكند ، خود ده اصل اخلاقى بر آن مىافزايد كه بايد سلطان مراعات كند تا اجراى درست عدالت ميسّر گردد . نخست آنكه سلطان بايد در قضاوت همواره خود را در جانب مظلوم بينگارد تا آنچه را بر خود نمىپسندد ، بر مظلوم نيز نپسندد . دوم ، در كار دعاوى سرعت عمل را مرعى دارد ، چرا كه عدالتى كه به تعويق افتد ، نفى عدالت است . سوم ، در لذات جنسى و جسمانى فرو نرود كه سرانجام آن خرابى دولت است . چهارم ، احكام سلطانى بايد بر اساس رحم و مدارا باشد نه خشم و تندى . پنجم ، در رضاى خلق رضاى حق را بجويد . ششم ، نبايد رضاى خلق را به بهاى عدم رضايت حق بخرد . هفتم ، آنجا كه تصميم با اوست عدالت را اجرا كند ، ولى اگر از او تقاضاى رحم شود ، عفو را بر عدالت ترجيح نهد . هشتم ، با پرهيزگاران محشور باشد و گوش به نصايح آنان بسپرد . نهم ، هر كس را در مقامى كه حق اوست باز نشاند و مناصب عالى را به پست زادگان نسپرد . دهم ، نبايد تنها به آن راضى شود كه خود از بيعدالتى دورى گزيند ، بلكه بايد جريان امور حكومت را چنان برقرار سازد كه هيچكس از عمال او متهم به بيعدالتى نگردد . الهيات : جهانشناسى دوانى نيز همانند خواجه و ديگران از صدور تدريجى عقول عشره ، افلاك تسعه ، اركان اربعه و مواليد ثلاث تشكيل يافته است . عقل فعل ، عقل فلك قمر ، شكاف ميان آسمان و زمين را پر مىكند . دوانى با نقل حديثى از پيامبر ( ص ) كه ، عقل شريفترين مخلوقات است ، عقل اول را با ذات محمدى يكى مىداند و آن ، مثال تمام چيزهاى گذشته و اكنون و آينده است ، همان گونه كه دانه در خود ريشه و شاخه و برگ و ميوه را